تبليغاتX
وب دل نوشته هاي خانومي و آقايي

 
سلام

این نوشته قراره به امید خدا همیشه تو صفحه اول اين وبلاگ بمونه احتمالا همتون از جريانات كشورهاي عربي خبر داريد. طبق روايات، از نشانه هاي نزديك شدن ظهور «قيام مردم عرب بر ضد حكام سفاك خود» هست. علاوه بر اينكه از تمام نشانه هاي ظهور، فقط مونده: ۱-نداي آسماني ۲-خروج سفياني ۳-خسف بيدا ۴-قيام سيد خراساني ۵-قتل نفس زكيه. بهتر بگم؛ از ۱۲۰۰ تا نشانه ظهور مولامون، فقط ۵ تا نشونهباقي مونده  (براي مطالعه بيشتر، به اينجا و اينجا مراجعه كنيد)

از همه كسايي كه اين وبلاگو ميخونن، خواهش ميكنم براي تعجيل ظهور آقا امام زمان، هر شب ۵ تا صلوات بفرستيد. خواهش ميكنم

بيا آقا، بيا اي مولاي من، بيا، بيا، بيا...

التماس دعا...


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم بهمن 1389 توسط آقايي

هر شب در رؤياهايم
مي بينمت؛ حس ميكنمت

اينچنين است كه تو را ميشناسم
برو ....

از فاصله اي كه بين ما بود
گذر كردي و آمدي تا بگويي
برو ...

دور يا نزديك
هرجا كه باشي

ميدانم كه قلبم به راهش ادامه خواهد داد

بار ديگر، درها را خواهي گشود
در قلب من خواهي بود و آنگاه
قلب من ميرود و ميرود ....

عشق، ميتواند تنها يك بار ما را لمس كند؛ اما براي هميشه
هميشه با ما خواهد بود تا زماني كه از هم جدا شويم

عشق آنگاه بود كه عاشقت شدم

يك بار براي هميشه تو را تا ابد نزد خود نگاه خواهم داشت

هميشه با هم خواهيم بود و با هم خواهيم رفت...

دور يا نزديك
هرجا كه باشي

ميدانم كه قلبم به راهش ادامه خواهد داد

بار ديگر، درها را خواهي گشود
در قلب من خواهي بود و آنگاه
قلب من ميرود و ميرود ....

تو اينجايي و چيزي براي ترس وجود ندارد

ميدانم كه قلبم به راهش ادامه خواهد داد

تا ابد اينگونه خواهيم بود و تو در قلب مني؛ در جايگاهي امن و مطمئن

قلب من نيز به راهش ادامه خواهد داد و ادامه خواهد داد...

پ.ن۱ دوست دارم خانومي   روزت هم مبارك

پ.ن۲ برامون دعا كنين خدا رو صد هزار هزار هزار بار شكر 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط آقايي
سه شنبه صبح زود از خواب بيدار شدم چون از طرف موسسه قرار بود ما رو به يه همايش ببرن به خاطر روز معلم. جشنه از طرف شهرداري تهران بود. به همه ي مربي ها يه شاخه گل ، يه كارت هديه ي 30 تومني و صبحانه و ناهار دادن. منم با دوستام رفته بودم و كلي بهمون حال داد. به عنوان مهمان هم سراج رو با گروه بيدل دعوت كرده بودن و اين بخش تنها بخش قشنگ جشن بود. دستشون به خاطر همون 30 تومن درد نكنه بازم خيلي بود ولي بايد سر راست مي كردنش 50 تومن ديگه!!! قراره با پولم برم لنز بخرم...

4 شنبه هم رفتم دانشگاه. در واقع نرفتم دانشگاه!!! فقط تو دو تا از كلاسا شركت كردم. بقيه ش رو هم آقايي اغفالم كرد و رفتيم بيرون. البته آقايي كار داشت. اول رفتيم آموزش و پرورش بعد ناحيه بسيج دانشجويي قزوين بعدم بازار قديم قزوين و بعدم ناهار. چيزي كه تو بازار قديم قزوين جالب بود اين بود كه خيلي چيزاي ناب و قديمي داشت كه خيلي وقته تو هيچ مغازه اي نمي بينيم. خيلي خوش مي گذره آدم با آقاييش كه خيلي هم مهربونه بره اين ور و اون ور. راستي تو اتوبوس مجبور شديم از هم جدا بشينيم و آقايي تو اون فاصله 4 بار بهم زنگ زد.قربونش برم

5شنبه هم رفتيم شمال و امروز صبح برگشتيم. عروسي پسر همسايمون بود. خيلي خوش گذشت چون بعد از مدت ها كه همش مراسم عزاداري شركت مي كرديم اينجا حال و هواش خوشحال كننده بود. منم كلي رقصيدم آخه ديگه عقده اي شده بودم. ايشالا امسال ديگه هيچ غم و غصه اي نداشته باشه كسي.... اين عروس و داماد ديشبي هم ايشالا خوشبخت بشن...

امروز آقايي اومد تهران كه بره نمايشگاه كتاب ولي نه با من، با دوستاش. بهم گفت برم پيشش ولي نتونستم برم. منم گفتم فردا بمونه كه با هم بريم بيرون ولي قبول نكرد. از صبحم بهم زنگ نزده من همش براش زنگ مي زنم.  الانم بهم پيام داد. مثل اينكه داره برميگرده قزوين ولي من دارم براش ناز مي كنم. كاش هيچ وقت كاري نمي كرد كه مجبور بشم براش ناز كنم و اون نازمو بكشه بعدم من باهاش آشتي كنم...

خدايا مواظب همه باش از جمله آقاييم چون بعضي راننده ها خيلي تند ميرونن.

آقايي بدجنس را دوست مي داريم(مي دونستيد اولين لقبي كه به آقايي دادم بدجنس بود؟؟؟ حتي قبل از سهيلي و سهيل و آقايي؟؟؟بوووووووووووووووووووووس


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 توسط خانومي

روزم مبارک


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 توسط آقايي
سلام ... سلام ... سلام

اول اينكه با تشكر از خانومي كه وبلاگ رو نوشتن بعد از چند مدت دوري من و خانومي

دوم اينكه با توجه به تموم شدن فصل بهار و حال و هواي عيد، ما هم سفره هفت سينمون رو از بالاي وبلاگ جمع كرديم و همون سربرگ قبلي رو دوباره گذاشتم به جاش!

همين! خداحافظ

پ.ن۱ خيلي دوست دارم خانومي  

پ.ن۲ همونطوري كه خانومي گفت، خبرهاي زيادي در راه است انشاالله پس حسابي برامون دعا كنين


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط آقايي

اگه یه مدته به وبلاگ سر نمی زنیم به خاطر آرامش حکم فرما تو زندگیمونه. همه چی خوب و آرومه. ولی قراره به زودی اتفاقایی بیفته. اتفاقای خوب ولی هر کاری یه سختیاییی داره که باید تحملش کرد. البته من و آقایی به هم قول دادیم که کم نیاریم و نتیجه همون بشه که می خوایم. پس قدر این روزای آرامش قبل از طوفان رو می خوام بدونم. می خوام خوشحال باشم چون شاید موقع طوفان خیلی اشک بریزم.... آخی.... قربون خودم برم... نمی دونم تحملش رو دارم یا نه... نمی دونم آقایی مقاومتش در برابر این مشکل چقدره... نمی دونم اصلا همه حرفمون رو جدی می گیرن یا فکر می کنن شوخیه...

خدایا یادت باشه من جز تو هیچ کی رو ندارم... خودت که می دونی.... هیچ کی رو... پس مبادا باز طوری بشهکه قلبم تلوپ تلوپ بزنه... مبادا دلم شکسته بشه.... مبادا باز از زندگی سیر بشم... مبادا دستمو ول کنی... مبادا منو نبینی... تو که می دونی من طاقتم خیلی کمه... مواظبم باش...خواهش می کنم... خواهش می کنم... جون من...

آقایی؟؟؟ من می ترسم. هرچند که تو میگی نترسم.تلاشتو بکن حتما موفق میشی... کم نیاریا... منم پشتتم... مثل کوه... قول می دم سر قرارامون بمونم... قررررررررررررربونت برم... خیییییییییلی دوست دارم... بووووووووووس


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط خانومي

اي ساربان آهسته ران، كارام جانم ميرود
وان دل كه با خود داشتم، با دلستانم ميرود

او ميرود دامن كشان، من زهر تنهايي چشان
ديگر مپرس از من نشان، كز دل نشانم ميرود

پ.ن۱ حرمت فاطيمه، كمتر از عاشورا نيست. حرمتش رو نشكنيم

پ.ن۲ دوست دارم خانومي ببخشيد كه اذيتت ميكنم 

پ.ن۳ برامون دعا كنين لطفا

پ.ن۴ راستي، حقوق اين ترمم رو هم گرفتم خدا رو شكر


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط آقايي
سلام ... سلام ... سلام

ما (يعني اينجانب، من؛ همون آقايي!) از يه ادكلن بسيار با كلاس و خاص و گران قيمت استفاده مينماييم! اهم!... اهم!.... بعله! اسم اين ادكلن به اين صورت نوشته ميشه: Encre Noire و از اونجايي كه اين اسم فرانسويه، تلفظش هم سخته! قدرت خدا؛ توي اين اسم، تمامي قواعد واجي دستور زبان فرانسه لحاظ شده! يعني كسي كه بلد نباشه، عمراً بتونه درست تلفظ كنه! توي چند تا فروم انگليسي هم سرچ كردم، اونجا هم بين علما اختلاف بود براي تلفظ صحيح اسمش! فروشنده هاي محترم، بيشتر اين اسم رو به صورت «انكره نويره» تلفظ ميكنن كه اشتباهه.

تلفظ صحيح اسم اين ادكلن؛ اينه:

«اِن كه قه نو آ»

اينو نوشتم كه ملي از اشتباه دربيان! اينم عكس ادكلنه:

خداحافظ

پ.ن1 دوست دارم خانومي  

پ.ن2 اشتباه نشه ها! من پول مفت ندارم كه بابت يه ادكلن نزديك 70- 80 تومن پول بدم! من از نوع درجه 2 اين ادكلن، با قيمتي حدود 25 تومن استفاده ميكنم! البته اسانسش همونه، فقط موندگاريش كمتره

پ.ن3 دعا فراموش نشه لطفا


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 توسط آقايي
4شنبه رفتم دانشگاه و بين يكي از كلاس ها آقايي برام اين آهنگ رو از تو گوشيش پخش كرد:

شنبه رو خيلي دوست دارم چون تو به من اميد ميدي

نوشته هامو مي گيري جاش كاغذ سفيد ميدي

شعرامو از بر مي خوني

براي هركي عاشقه

شروع يه قصيده رو به قلب من نويد ميدي

 

من عاشق يكشنبه هام

چون با تو تنها مي مونم

ترانه هاي خوبم رو تو خلوت تو مي خونم

بهت ميگم كه قلب من فقط واسه تو ميزنه

يه كمي اغراق مي كنم، اينو خودم خوب مي دونم

 

دوشنبه ها رو دوست دارم

چون روز ديوونگيه

عقل رو با دست پس مي زنم

اينم يه جور زمدگيه

عاشق اون ميشم كه خوب ديوونه بازي بلده

بردن هيچ دوست نداره، عاشق بازندگيه

 

سه شنبه ها رو دوست دارم

چون عشقمو پس نميدي

اون قلب پر محبت رو ديگه به هيچ كس نميدي

دستم رو تو دست ميگيري

برام لالايي مي خوني

غصه هاتو به حس من تا جايي كه هست نميگي

 

چهارشنبه ها رو دوست دارم

چون تو به من زنگ مي زني

به تيرگي هاي دلم آبي كمرنگ ميزني

با اون صداي مهربون

اول بهم سلام ميدي

به شيشه هاي فاصله يكي يكي سنگ ميزني

 

پنج شنبه ها رو دوست دارم چون ديگه غمگين نميشي

دلواپس رهايي از حرفاي سنگين نميشي

يه شاخه گل برات بسه

تا بدوني دوست دارم

در به در و خراب اون گل هاي رنگين نميشي

 

جمعهذ ديگه نهايته بايد كه عشقو بردارم

بعد يه هفته عاشقي

عشق رو تو دستش بذارم

بهش بگم اون روزا رو با اين يكي جمع بكنه

بعدش خودش مي فهمه كه

هفت روزه كه دوستش دارم!!!

 

بعد يه پاكت بهم داد كه توش هشت تا كارت بود. اوليش نوشته بود هفته ي عاشقي و بقيه اش هم هر كدوم از روزاي هفته بود با اون شعراش، كنارشم عكساي فانتزي بود كه به اين شعرا ربط داشت. خداييش سورپرايز شدم. خيلي خوشم اومد از كارش. آخه خودش درست كرده بود. خيلي هنرمنده آقاييم قربونش برم.

 

 

 

دوشنبه اين هفته نمي تونم برم دانشگاه چون وقت دكتر دارم. به خاطر همين آقايي ديروز(شنبه) اومد تهران و طبق معمول رفتيم كوچه مروي خريد. من دو تا مانتو و دو تا لاك خريدم. (البته آقايي لاكا رو برام خريد) و چون هنوز واسه آقايي عيدي نخريده بودم براش يه دونه ماشين هاي خفني كه خودش داره خريدم. آقايي هم يه لامپ خريد براي چراغ مطالعه ش.

خيلي خوش گذشت ، اون قدر كه اصلا زمان رو حس نكردم و يهو ديدم كه ساعت 3 شده. بعدم رفتيم وليعصر و ناهار خورديم.بعدم مثل هميشه به سختي از آقايي جدا شدم البته آقايي منو تا دو ايستگاه تهرانسر رسوند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 توسط خانومي
سلام 

همونطور كه ميبينيد، عكسهاي وبلاگ نشون داده نميشه و دوستاني كه اين دو روز به وبلاگ سر زده باشن، ديدن كه وبلاگ قالب نداشت متأسفانه اكانت پرشين گيگ بنده پاك شده؛ به دليلي نامعلوم! فعلاً در حال پيگيري هستم كه انشاالله دوباره برگرده با اطلاعاتش البته

فعلاً قالب وبلاگ رو تونستم بازيابي كنم خداروشكر

همين 

پ.ن برامون دعا كنين

پ.ن۲ دوست دارم خانومي


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 توسط آقايي
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : محمديان  
قالب وبلاگ